
باز هم نوای غمگینی به گوش می رسد، باز هم منم و تنهایی لحظه های سردی که ذستانم را به مرز بی حسی می کشاند.. باز هم منم و اندوه زمانه... خوشحالی ها و شادی ها ساعتی بیش ندارند، خنده های تلخی که بویی از امید نبرده اند. باز هم منم و سیاهی و شبی که شاید صبحی دل انگیز به خود نبیند xa0...
ادامه مطلب